به گزارش روزپلاس، در آستانه تغییرات مدیریتی یا ابقای مسئولان قبلی در بدنه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستیم. این تغییرات که عموماً با عوض شدن دولتها رخ میدهد روی جریانات فرهنگی و هنری کشورمان تاثیر مستقیم دارد و متاسفانه گاهی باعث تغییر سیاستهای کلی مورد سلیقه مدیران جدید میشود که متضرران نهایی آن هنرمندان و تولیدکنندگان فرهنگ و هنر خواهند بود.
پیرامون این موضوع در دومین گام نظرخواهی از هنرمندان با محمدحسین قاسمی؛ تهیهکننده و نویسنده سینما و برنده سه سیمرغ از جشنواره فیلم فجر که فیلمهای شیار ۱۴۲، ابلق و شبی که ماه کامل شد از جمله آثار اوست، گفتوگو کرده است.
تغییرات یا ابقای احتمالی در معاونین و مدیران آقای صالحی، به ویژه رئیس سازمان سینمایی و جریانسازیها و سیاستهای مربوطه که با سابقه و شغل شما ارتباط بیشتری دارد، را چگونه ارزیابی میکنید؟
سینمای ما نیاز به «جریانسازی» به معانی دقیق کلمه را ندارد، چراکه به سبب غنای آن همه جریانها در آن حضور دارند از سینمای ارزشی گرفته تا سینمای معناگرا و اجتماعی و عامهپسند. بنابراین عبارت جریانسازی اشتباه و آدرس غلط دادن به سینما است. ما همه پتانسیلها را در کشور داریم، همین که هنرمند اجازه داشته باشد اثرش را خلق کند، برایش کافی است. سینما یک امر فرهنگی است که بیش از اینکه نیاز به جریانسازی داشته باشد، نیاز به نگاه حمایتی و پشتیبانی دارد زیرا آفت نگاه مدیریتی و جریانسازانه، نگاههای حبوبغضی و سلیقهای است.
ویژگی اصلی معاون سینمایی باید این باشد که در راستای سیاستهای کلی نظام و چشمانداز فرهنگی ایران عزیز، یک راهبرد را در دستور کار قرار دهد؛ راهبردهایی مثل فراگیر شدن سینمای ایران در منطقه و گرفتن مخاطب غیر ایرانی، راهبرد فروش بیشتر سینما و افزایش گیشه یا راهبرد توجه به جوایز بینالمللی برای شناساندن سینمای ایران به جهان. بنابراین متولی فرهنگی باید بتواند ارزش کار هنری را درک کند و با تشخیص سره از ناسره از تمامی تولیدات ارزشمند سینمایی در راستای یکی از اهداف کلی حمایت کند.
ویژگیهای دیگر هم بیطرفی و حمایتگری است. چرا که مسئول فرهنگی کشوری مثل ایران با این تنوع و فرهنگی و قومی، باید این فراست و آگاهی را داشته باشد که بتواند ضمن درک این تنوع همه هنرمندان را فرزندان این آب و خاک بداند و از همه آنها حمایت و پشتیبانی کند.
برای رسیدن به جریانسازی فرهنگی آیا معاونان وزیر به عنوان یک مسئول عملکردشان اهمیت دارد یا اینکه نیازمند به سیاستگذاری مدون و تثبیت شده هستیم؟
در ابتدا باید توجه داشته باشیم که فرهنگ و شکلگیریاش یک فرایند از پایین به بالا است و نه از بالا به پایین و دستوری. فرهنگ هنگامی اصیل است که از درون خانههای مردم و کوچهها شروع شود و سپس از دریچه دوربین کارگردانها، قلم نویسندگان و نتهای آهنگسازان بازنمایی شود. مثال باارزش هم فرهنگ عاشورا در بین ایرانیان است. هرگز عزاداری و نوع و گونه آن بر اساس یک دستور یا یک سیاست کلی شکل نگرفته و نخواهد گرفت. بنابراین باید توجه داشت که فرهنگ بهذات، خودش امری خودجوش و مردمی است.
همانطور که گفتم حتماً داشتن نگاههای راهبردی و استراتژیک برای اعتلای سینمای ایران مهم است و باعث میشود که تولیدات هدفمندانهتر و به مرور بهتر شوند. نکته مهم در سیاستگذاری داشتن نگاهی پدرانه، هنری و همراه با مداراست، نگاهی که متأسفانه در دوره قبلی شاهد آن نبودیم. در سیاستگذاری باید ضمن توجه به جریان اصلی سینمایی کشور، به خردهجریانها یا تکصداهای هنری نیز توجه شود. یعنی سیاستگذاری باید جنبه سازنده داشته باشد نه اینکه با بهانه سیاستگذاری صداها و جریانهای دیگر سینما نادیده گرفته شوند؛ مثلاً با این بهانه که سیاست کلی ما فروش بیشتر فیلمها است، به سینمای اجتماعی و معناگرا بیتوجهی شود و آن آثار نادیده گرفته شوند.
هنرمند هرجا که باشد جان و تنش برای ایران میتپد و با اثرش تلاش میکند گامی در اعتلای ایران عزیز بردارد، بنابراین باید سیاستگذاری با همفکری هنرمندان و جامعه سینمای ایران باشد و به گونهای رقم خورد که همراه با جذب حداکثری و دفع حداقلی هنرمندان باشد، زیرا سیاستی که مقبول اهالی سینما نباشد، خود به خود عملی هم نخواهد شد.
درباره ویژگیهای فردی رئیس سازمان سینمایی هم توضیحاتی بیان کنید.
از وظایفی که برای معاون سینمایی تعریف کردم، پیداست متصدی این معاونت باید فردی بدون جهتگیری و حبوبغضهای فردی و جناحی باشد تا با داشتن نگاهی ارشادی به حمایت و پشتیبانی از هنرمندان بپردازد. البته خوشبختانه شعار رئیس جمهور در دوره جدید «وفاق ملی» است. این شعار باعث میشود ما نیز توقع داشته باشیم که وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی در انتخاب معاون سینمایی همین شعار را مد نظر قرار دهند و فردی را انتخاب کنند که بدون جهتگیریهای حزبی و سیاسی به دنبال اعتلای سینمای ایران عزیز باشد.
برای کارایی بهتر، وجه فنی رئیس سازمان سینمایی اهمیت دارد یا نگاه اندیشهای وی میتواند موفقیت مدیر جدید هنر هفتم را رقم زند؟
به نظر من هیچکدام از این دو وجه بر دیگری برتری ندارد، البته این بدان معنا نیست کسی که هیچ فهم فنی از سینما ندارد و با یک نگاه صرف اندیشهای بتواند در این مقام موفق باشد. بدیهی است فردی که متصدی این مقام میشود باید هم بهرهای از درک فنی سینما داشته باشد و هم از نگاه اندیشهای سود برد. اما نکته مهمتر در این باره، توانایی فرد در همکاری و تعامل با اهالی سینما است. ما در دوره قبل شاهد بودیم که معاون قبلی با اینکه از دل سینما بود و بر مسائل فنی تسلط داشت، اما با نگاههای سلیقهای و تنگنظری بسیاری از هنرمندان را دلسرد کرد. برای مثال در زمان تولید اکران فیلم «ابلق» اصلاحیهای سلیقهای را برای ما ارسال کردند. اصلاحیه نه شامل خطوط قرمز سینمای ایران بود و نه حتی نگاهی ارشادی به همراه داشت، فقط و فقط اعمال سلیقه فردی بود. طبیعتاً ما نیز از اعمال آن خودداری کردیم. اما این نگاه سلیقهای امتداد پیدا کرد و با همین بهانهها پروانه ساخت چندین اثر دیگر را به ما ندادند و از آن پس هیچ پروانهای برای من صادر نشد. در دوره قبل با افتخار میگفتند که ما لیست سیاهی از تهیهکنندگان و کارگردانها داریم! خب باید دقت شود که در دولتی که شعارش «وفاق» است دیگر شاهد اعمال سلیقههای فردی نباشیم.
در پایان آروزی توفیق و موفقیت دارم برای هر کسی که متصدی این مقام میشود و امیدوارم که سینمای ایران پلههای ترقی را هر چه سریعتر طی کند و به جایگاهی والا در جهان دست یابد.
source