Wp Header Logo 377.png

حیدر قائدی

افراسیاب تورانی‌دشتی متخلص به «توران» فرزند عباس است که جد بزرگ او
انور از ترکان کوچروی بوده که در اقلیم ترکستان در سرحدات شمال شرقی ایران می
زیسته است و بنا بر اقتضائات زمانه و
قاعده نانوشته کوچ، در نهایت به اقلیم فارس نقل مکان کرده و زندگی پر ماجرای خود
را در آن سرزمین ادامه می
دهد.
افراسیاب در عهد قاجار زندگی می
کرده
است و گویا بر حسب اتفاق، در استان فارس با یکی از خوانین دشتیاتی آشنا شده و خان
پس از دیدن توانایی
های
منحصربه‌فرد افراسیاب جوان در فنون رزمی و نیز طبع لطیف و شاعرانه
اش، از او میخواهد که باقی مسیر سرنوشت را در
ملازمت با او (خان) سپری کند.

افراسیاب در کردوان سکنا میگزیند و مدتی بعد، دلباخته دختری به
نام شیرین‌بانو (از خاندان حاتمی در خورموج) می
شود و با او ازدواج میکند. ماجرای دلباختن افراسیاب به شیرین‌بانو
خود قصه
ای
جالب است؛ می
گویند
افراسیاب همیشه لباس رزمی بر تن می
کرده
و در سفر و حضر و کوی و برزن، قطار بر میان می
بسته و خنجر و تپانچه به همراه داشته و
این موضوع بر هیبت او می
افزوده
است. گویا هنگامی که افراسیاب در حال گذار از یکی از محلات خورموج بوده، از قضا
جمعی دخترانه که در کوچه حضور داشته
اند
با دیدن شمایل جدی او پراکنده می
شوند
و تنها شیرین بانو مغرورانه سر جای خود می
ایستد و به افراسیاب نگاه میکند.

شجاعت آن دختر، افراسیاب را به وجد آورده و شیفته خود میکند و الی آخر… . به هر روی حاصل این
ازدواج، پنج دختر به نام
های
معصومه، خدیجه، زلیخا، ماه
بس
و فاطمه و یک پسر به نام شهسوار است که نام‌برده بر اساس حادثه
ای در قلعه خورموج کشته میشود و مرگ او تأثیر عاطفی عمیقی بر
افراسیاب می
گذارد.
همه فرزندان افراسیاب در کردوان متولد شده
اند. دختر بزرگ افراسیاب، معصومه
(مادربزرگ اینجانب)، بر اساس اسناد و مدارک سجلی موجود در اداره ثبت احوال
تنگستان، متولد یکم مهرماه 1270 خورشیدی است که در سن 86 سالگی بدرود حیات گفته
است.

وی در مورد کشته شدن تنها برادرش شهسوار میگفت: «سالی که شهسوار کشته شد من محمد
را داشتم که در آن زمان کودکی 4 ساله بود». (اشاره به محمد سلیمانی متخلص به شعله،
نویسنده تنگستانی متولد 1307 خورشیدی). با این حساب، می
توان دریافت که شهسوار فرزند افراسیاب
در سال 1311 به قتل رسیده است. همچنین بر اساس تصریح زنده
یاد شعله تنگستانی نوه دختری افراسیاب،
در ابتدای کتاب دهقان و خان؛ افراسیاب از دلاوران و یکه
تازان معروف عصر خود بوده که پشت به
هدف و در مقابل آینه تیر را به هدف می
رسانیده
است. بر اساس همان منبع، او از جمله جنگجویانی به شمار می
رفت که به اتفاق رئیسعلی دلواری با قوای
مهاجم انگلیس به مبارزه پرداخت. همچنین می
گویند که او در طول این جنگ، چهل و یک
نفر از افراد متخاصم را از پای در آورده است که در آن میان یک نفر از آنها را به
جرم اینکه مهتر اسبش را کشته بود، به قتل رسانده و بعد از آن اتفاق تا زنده بود به
جایش نماز و روزه به جای می
آورد.

وی همچنین از دوبیتی‌سرایان دشتی است که با محمدخان دشتی، ملاحسن
کبگانی، فایز دشتی و فاضل جمی معاصر بوده است. از تولد و وفات افراسیاب در منابع
رسمی همچون دیگر شعرای منطقه جنوب اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما شادروان منوچهر
دشتی‌زاده فرزند کیومرث و نوه شهسوار که از قضا خود نیز دستی بر آتش شعر داشته
است؛ در گفت‌وگویی که با بنده (محمد قائدی؛ شاعر و پژوهشگر) داشته می
گوید: افراسیاب، هنگام مرگ شهسوار مردی
68 ساله بوده است.

در اینجا اگر چه به تاریخ تولد افراسیاب، اشاره مستقیمی نشده است؛
اما با توجه به سن او در زمان قتل فرزندش و تاریخ این واقعه یعنی سنه 1311، می
توان دریافت که تاریخ تولد افراسیاب
سال 1243 خورشیدی است. افراسیاب همچنین دارای دو برادر به نام
های کربلایی قنبر (جد مادری خاندان
رودباری) و حسین (جد مادری خاندان بیغم) بوده است. سرانجام افراسیاب تورانی در
خورموج، دارفانی را وداع گفته است. معمرین و گذشتگان و حتی شعردوستان و سرایندگان
محلی نیز آن‌گونه که باید مطالبی از زندگی و اشعار او منتقل نکرده
اند. به همین سبب دوبیتی‌های به‌جا
مانده از افراسیاب، انگشت
شمارند
که گاه از سوی مرحوم منوچهر دشتی
زاده
در اختیار پژوهشگر قرار گرفته
اند.

 افراسیاب با قتل پسرش،
همواره باری سترگ از غم و اندوه را بر دوش خود می
کشید؛ اما از آنجایی که فردی خداپرست و
باایمان بود در برابر سرنوشت، صبر پیشه می
کرد. از افراسیاب، دوبیتی سوزناکی در
فراق فرزندش باقی مانده است: «
قلم
آرید بنویسم به مکتوب/ فراق یوسف اندر نزد یعقوب/ ز غم اندام تورون کرده سوراخ
/ فراق دوستان؛ چون زخم ایوب».

پس از این اتفاق بود که به‌واسطه رابطه دوستی با شیخ خزعل حاکم
خرمشهر و رئیس قبیله بنی
کعب
در خوزستان و به درخواست وی با همراهی برادرش کربلایی قنبر عازم خرمشهر شد و در
قصر فیلیه در خرمشهر ساکن شد. دوبیتی معروفی در همین ارتباط از افراسیاب باقی
مانده است
: «صبا! از من روان شو سوی یارم/ سلام من رسان
با دوستدارم/ اگر پرسید از احوال تورون؛/ بگو فیلیه منزل قصر دارم»

میگویند
شیخ خزعل، تفنگچیان زبده و قابل توجهی را برای انتقام خون شهسوار در اختیار افراسیاب
قرار داده بود ولی افراسیاب از گرفتن انتقام خون فرزند به این طریق صرف نظر کرد.

دختران افراسیاب همگی روی در نقاب خاک کشیدهاند. قبر سه تن از دختران افراسیاب به
نام
های فاطمه،
معصومه و زلیخا در آرامستان اهرم و قبر دو تن دیگر به نام‌های خدیجه و ماه
بس در آرامستان قم و بهشت زهرای تهران
واقع است. فاطمه، آخرین فرزند افراسیاب، همچون پدر قریحه
ای شاعرانه داشت و حتی در گفت‌و‌گوهای
روزمره با مخاطبان خود از زبان شعر بهره می
جست. به یاد دارم اشعاری هم از او به یادگار
مانده بود که ظاهرا در این سالیان، مفقود شده
اند. همسر او، علی حقیقی نیز گاهی در
شعر، طبع آزمایی می
کرد.

از شهسوار، دو فرزند پسر به نامهای گودرز و کیومرث باقی ماند که هر دو
چشم از جهان فرو بسته
اند.
از نوادگان دختری افراسیاب، به‌جز ایران خانم که در حال حاضر به همراه خانواده در
خارج از کشور زندگی می
کند
و اصیله که ساکن خورموج و طوبی‌خانم که ساکن بوشهر است، بقیه در قید حیات نیستند.

غلامرضا سلیمانی، محمد سلیمانی (شعله تنگستانی)، خیری سلیمانی، زبیده
سلیمانی (والده اینجانب) و ماه‌نسا سلیمانی (فرزندان معصومه)؛ احمد غلامی، حسن حقیقی
و طوبی حقیقی (فرزندان فاطمه)؛ اسماعیل، حلیمه، اصیله و ایران توران (فرزندان ماه
بس)؛ امینه (فرزند زلیخا)؛ حاج‌علی دشتی
و غلامحسین دشتی (فرزندان خدیجه) همگی از نوادگان افراسیاب بوده و هستند. غلامحسین
دشتی در جنگ دریایی ایران و عراق به شهادت رسید و هیچ
گاه
جسد او پیدا نشد و به خانواده تحویل داده نشد. برادرش حاج علی نیز مقیم امریکا
بوده و با مشاغل آزاد زندگی را می
گذرانید
تا اینکه چهارده سال قبل به علت کهولت سن به رحمت ایزدی پیوست
.

 

 

 

 

 

 

 

 

source

einiat.ir

توسط einiat.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *